<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ماجراهای آقاى زیپ و خانوم زیگزاگ</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 26 May 2008 17:18:15 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;خدافس بلاگفا:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://daily.30n.ir/&quot; target=_blank&gt;Daily of Mr.Zip &amp; Mrs.Zigzag&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 May 2008 17:18:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 49</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;× آخیش! غرغره خونم به شدت اومده پائین! آخه این یه هفته اینقده به جونه آقای زیپ غر زدم و نق نق کردم و طفلی هیشی نگف بــِم و فقط خودش حالش گرفته شد٬ حالم جا اومد! ینی یه جورایی تمام دپسردگیمو انتقال دادم به زیپ بعد الان حالم خوفه!! :دی تازشم از اونجایی که خانوم مارپل منو به دو تا بازی دعبت کرده خُ حالم خوب میشه دیگه خُ!! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× خُ بازیه اول اینه که ده تا از چیزایی که دوس میداری و ده تا از چیزایی که دوس نمیداریُ بگی و ده نفرم به این بازی دعبت کنی! خُ من این کارو تو اِبات آس کردم دیگه! صد بار که یه چی ُ نیْ گن هی!! دوس دارین برین تو این ابات آسه تو این فلشه٬ اونجا خصوصیاته گل و بلبلم میاد!! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× بازیه دُیُمم اینه که... :دی چی بود؟؟! وا همین الان خوندما! خدا مرگم بده! با این حافظه فردا و پس فردا میخوام برم کمفرانسم بدم!!! آها این بود که ۵ دیقه ی اولی که وَصْ میشم به اینترنت شه کار میکنم؟! خُ بستگی داره! اگه آقای زیپم قرار باشه بیاد که اولین کار اینه که میرم یه Buzz ِ خوچگل باسه آیدیه آقای زیپ میزنم! یه جورایی ابرازه وجود!! :دی اگرَم قرار نباشه بیاد مثه امرو... :( میام فقط اکسپلرر رو وا میکنمُ کامنتامو میخونم و اگه وخ بشه جواب میدم ُ به جاهایی که دوس دارم سر میزنم ُ اگه پسته جدید داشتن کامنت میذارم باسشون! اووووه! سرعته عملو داشتی؟؟ تو ۵ دیقه همه این کارارو میکنم من!!! :دی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× منم خانومه جیغ٬ پیرهن پری٬ دو تا اسکارلت آ٬ دزیره٬ گیلاس٬ ماهک جونم٬ کفشدوزکمُ دخی صورتیُ به بازی دعبت میکنم! اگه کسیو نگفتم باسه این بود که یا قبلن دعبت شدن یا اینکه میدونم حاله بازی ندارن! :دی اگه کسی اینجا نبود و حاله بازی داش از طرفه من دعبته!! :*&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× یه جورایی دارم بیخیالی طی میکنم! بعد اینقده حال میده! مثلن فک میکنم با خودم میگم: فردا کمفرانسه ادبیات داریا! کلیَم تمرین داری باسه کلاس زبان! بعد میگم ول کن بابا! :دی یا در مورده کمفرانسه یه شمبه! اَه اَه این هفته تموم شه ینی یه کو از رو دوشه من برداشته شده آ! البته بجز سه شمبه! چونکه سه شمبه آقای زیپ میاد پیشمُ بعد... :دی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 May 2008 09:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 48 </title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;× به به! میبینم که سایتمون دُرس شده و میتونیم از این به بعد نقله مکان کنیم اونجا! اما خُ کامنتینگش مرض گرفته٬ بستَس! همینه دیگه! اون وخ به من میگن چرا اعصابت خورده! همینه دیگه! همیشه باس یه جای کار بلنگه که ما هی حرص بخوریم باسش! اَه! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× خُ وختی هیش اتفاقه تازه یی نیْ افته و هیش خبری نیس و همه جا در امن و امانه منم حسم نی آد که بنویسم همین میشه دیگه!! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× حالم هنو خوب نیس! دپسردگیم داره روز به روز شدت پیدا میکنه! افسردگیه بعده زایمانه فک کنم!! :دی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× عسل جونم! نـــِیدونم میای اینجا رو میخونی یا نه! اما تفلدت خیلی خیلی مبارک باشه! ببقشید که دیر شد دیگه... :*&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 May 2008 13:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 47</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;× اینقده من حالم خوب نی! اینقده الان کلافه نیسسم من! اینقده اعصابم سره جاشه! اینقده الان به تمدُد (!) اهصاب احتیاج ندارم من اصن! اینقده دلم آرامش نِیخواد! اینقده غرغر ندارم من! اینقده دلم نیخواد نق بزنم هی! اینقده حوصله ی هیش کار و هیش کس ُ دارم من! اینقده به پوچی نرسیدم الان!! دوشمبه وختی داشتم برمیگشتم از کلاس زبان با خودم هویجوری داشتم فک میکردم که: &quot; که شی حالا مثلن من صُبه کله سحر پا میشم هلک هلک میرم میدون ولیعصر٬ کلاس زبان؟ نه خدایی واقن باسه چی؟! اینهمه آدم الان مثلن زبانه خارجه (!) شون تکمیل نی به کجای دنیا برخورده؟! هوم؟ اصن درس میخونم باسه چی؟!! اصن این زندگی چیه؟&quot; بعد طیه یه مراسمه فک کنون (!) به این نتیجه رسیدم که همه چیه این دنیا ینی پوچی! بعد الان من رسیدم به پوچی! بعد الان من دپرسییونه خونم رفته بالا! الان شدیدن دپسردگی گرفتم خُ!! سام بادی هلپ می! من تمدده اهصاب میخوام!!! :((&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 May 2008 18:00:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 46</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;× به به! امرو من کلی اکتیو بودم! از این رو (!) الان بسیار پر حوصله و بدون نق نق تشیف دارم! آخه امرو برنامه ی روزانَم (همونایی که چن وخ پیش راجبش گفتم!) خیلی پربار بودُ من برای اینکه در حقه هیچ کودوم از کارا اجحاف (اجهاف؟) نشه٬ هیش کودوم رو انجام ندادم! :دی صُب بُلَن شدم رفتم کلاس زبان٬ بعد اونجا هم هیش کاری نکردم٬ همینجور بست نشستم تا کلاس تموم شه!! خیلی خوابم میومد خُ! شما وختی خوابتون میاد میتونین کاری کنین؟ حالا چه برسه به انگیلیش صُبــَت کردن!! خلاصه اومدم خونه دیدم اصن را نداره! باس بگیرم بخوابم!! بعد ساعتو نیگا کردم٬ دیدم ۲ ساعت وخ دارم هنو (باید میرفتم یونی!) گرفتم خوابیدم تا ساعت ۱۱:۳۰! تازه اونم بیدار نشدم که! آقای زیپ طیه یه عملیاته احوالپرسی (!)٬ بیدارم فرمودن! بعد منم کلی آهُ ناله٬ که اصن حالم خوب نی! اصن چه وضِشه و اینا! بعد که غرغرام تموم شد٬ پاشدم رفتم ناهارمو گرم کردم (پیشرفتو حال میکنین دیگه؟! ناهار گرم میکنم! دیگه وخته شووَرمه!) بعد با کلی پذیرایی از خودم میل کردم! حالا ساعت چنده؟ ۱۲:۱۵! منم ساعت ۱۲:۳۰ باس برم که به کلاسه ساعت ۱:۳۰ برسم! بعد سلانه سلانه اومدم تو اتاقُ به مامانم زنگ زدم که: مامان من نمیرم یونی! حالم خوب نی! مامانه َم با یه کم غر زدن قبول کرد! زنگ زدم به آقای زیپ گفتم: من نمیرم یونی! حالم خوب نی!     + باشه عزیزم٬ پس استراحت کن! منم دیگه قیده همه چیو زدم! قیده اینکه استاده محترم فرمودن ممکنه حذف شم به دلیله غیبتای ممتد! گفتم بیخیال٬ فوقش میندازه دیگه منو! اما دیدی اینجور وختا یهو وجدانت همچینی رو میاد میخواد خـِفتت کنه؟ :دی باسه همین دوباره پاشدم زنگ زدم به زیپ که: زیپ؟!!! نرم ینی؟؟     + خُ مگه حالت بد نی؟    - چرا! چرا!      + خُ پَ نرو دیگه!    - باشه باشه! اما تو گفتیا! بعد که گوشیو گذاشتم رفتم به متاهل جان اس ام اس دادم که: من امرو نمیام یونی! اونم جواب داد که: ایول! تو که میدونی من پایه نیومدنم! منم نــِیْرم پَ! خلاصه موبایلو سایلت کردمو گرفتم خوابیدم! تـــــــــــــــــــــــــــــــا یه نیم ساعت پیش!!!!! ینی ساعت ۵! خُ الان من اونهمه کاریو که برنامه ریختمو انجام میدادم بــــِیْتر بود بعد از خواب میمردم٬ یا اینکه الان خوابه بدنمو تکمیل کردم و به سلامتیم کمک کردم؟!! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× چقد خوچحالم از اینکه بلاگفا رضایت داده و اون ترکیبه رنگه مزخرفشو برا کامنتینگ برداشته! باز این یکیو میشه تحمل کرد!!! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 May 2008 14:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 45</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;× آستینامونو بالا زدیمُ منت گذاشتیم سره مسئولانه گرانقدره یونی و رفتیم و به سلامتی بعده ۴ ترم کارت دانشچوییمونو گرفتیم! البته متاهل جان هم ما رو در این امره بس خطیر و به یادماندنی یاری کردن! آخه دانشگای ما با همه جا همه چیش فرق داره!! مثلن سره کارت دانشچویی دادن گفته بودن که شما باس برین اداره پُست٬ بعد اونجا یه فرم پر کنین با مدارکه پیش دانشگاییُ فتوکپی دیپلمتون رو بفرستین نمیدونم کجا بعد ۱۵۰۰ تومنم بدین به نمیدونم کی بعد یه فیش بهتون میدن٬ بعد اون فیش رو بیارین اینجا٬ ببرین پیش آقای نمیدونم کی باز٬ بعد اون چک کنه بعد بیاین کارتتونو بگیرین! این بود که منو متاهل جان با خودمون گفتیم بریم اینهمه کار انجام بدیم که چی؟ که آخرش باز بیان کارتُ بگیرن ازمون؟ مگه چقد دیگه مونده؟ ۲-۳ سال دیگه! تو این مدتَم یه جوری سر میکنیم با بی کارتی! آخه هر جوری فک میکردیم میدیدیم که نــِیْ ارزه که اینهمه بدو بدو کنیم بعد حالا اینا هیچی٬ ۱۵۰۰ تومنم مفت بدیم!!! بعد چن رو پیش مسترس جان طیه یه کاری گذرش افتاده بود اداره آموزش٬ بعد اونجا آقای خیره سر بــِش گفته بود که: پَ چرا شماها نمیاین کارتاتونو بگیرین؟! بعد مسترس جان هم عارض شده بود که: سخته خُ! هیشکی حوصله نداره اون همه کار کنه!! :دی بعد آقای خیره سرَم گفته که: بیاین بگیرین بابا! شما دیگه کی هستین؟! و اینچنین بود که ما افتخار دادیم بریم کارت دانشچوییمونو به اخذیم!! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;×محضه اطلاعه دوستانه عسیسی که بیشتر از خوده من نگرانه نتیجه ی کُمفرانسم بودن باس بگم که این هفته وخ به من نرسید باسه کمفرانس و به هفته ی دیگه موکول شد! هفته ی دیگه یه شمبه باس اولین نفر برم اون بالا! :دی &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 May 2008 15:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 44</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;× اين باباهه، سال تحويل يه سر رسيده گُمـــــده داد به من! بعد گف ميتونی كارای روزانَت رو بنويسی توش! بعد من از همون اَوان ِ سال تحويل شورو كردم به نبشتنه كارايی كه باس در طوله روز انجام بدم! بعد دقت كردی وختی هی باسه يه چی برنامه ريزی ميكنی، اون كارو هيش وخ انجامش نميدی؟! بعد اين چن وخته دقيقن منم همونجوريم! ينی هی ميشينم باسه هر رو برنامه ميريزم بعد كوشيكترين كارارو َم مينويسم! مثلن تو برنامهه حتی خوردن و خوابيدن هم ثبت ميشه! بعد گاهی روزا رو ميبينی كه مثلن توش استراحت كردن قيد نشده، بعد اصن مهم نی كه! من استراحت ميكنم تا جايی كه استراحته بدنم اِشبا شه!! اونوخ اين برنامه ريزيه خيلی مفيده! چون هر چی تو اون نبشته شده باشه دقيقن عكسش انجام داده ميشه! حالا فرض كنيد اين برنامه ريزی باسه امتحانا باشه! اونوخ چی ميشه؟؟ :دی&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;× خُ من الان، يه شمبه كُمفرانس دارم شه كار باس بكنم؟ اونم نه كمفرانسه تنها كه! باس تو پاور پونت ارائه بدم! بعد اين پاور پونته الان دسه آقای زيپه، داره روش عملياته انتحاری انجام ميده، بعد گفته تا شب حاضره! اونوخ منم اينو باسه فردا ميخوام! بعد كی فرصت ميشه من تمرين كنم؟ حالا تمرين كردن پيشكش! كی فرصت ميشه من اين پاور پونتَرو ببينم حتی؟! حالا پيدا كنيد پرتقال فروش را. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;× اينقده خوابم مياد! اينقده دلم ميخواد امرو نرم يونی، بعد بگيرم تخت بخوابم!! من نــِيفهمم آخه كودوم احمقی ميره كلاس زبانشو ساعت 8 صُب انتخاب ميكنه؟! مغزه خر خورده بودم ديگه! جـــو گير شدم يهو! :(&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 May 2008 08:06:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 43</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;× وای! کلی تحقیق ریخته رو سرم! نیدونم از کدومش باس شورو کنم! تو این مدت (ینی از اوله ترم تا حالا) فقط یه دونه از تحقیقامو ارائه دادم! تازه اونم همین هفته ی پیش! ماله اندیشه اسلامی! استاده الاغ٬ تازه وختی تحقیقارو داش تحویل میگرف برگـَش گف: اگه بفهمم از اینترنت گرفتین تحقیقتونو نمره نمیدم! فک کن!! توَقُ داره ما باسه اندیشه اسلامی پاشیم بریم منابعه کتابخونه یی رو زیرو رو کنیم! اونم فقط منابعه چاپیه کتابخونه رو! بعد تازه از اولین روزَم نیگه که ما الاف (علاف؟) نشیم اینهمه! میذاره موقه ی تحویل گرفتن میگه کره خر!! :دی حالا اونا به کنار٬ دو تا تحقیقه کوفتی دارم که یکیشُ باید همین یکشمبه کنفرانس بدم!!! اونم به صورته پاورپونت! اینقده بدم میاد از این استادا که خودشون درس نمیدن بعد هی به بچه ها میگن فلان قسمتُ بیا کنفرانس بده! اَه اَه! آخریم که از همه وحشتناکتره ساختن یه سایته! در مورده استرس!!! تو رو خدا هر کی سایت میشناسه راجبه استرس به من بگه!! تازه حالا این به کنار٬ این آقا کوچولو (همون استاده مرجع شناسیه لاتین!) بهمون گفته بریم یه منبعه مرجعه لاتین رو ارزیابی کنیم!! فک کن!!! ما خیلی وارد باشیم همین منابعه خودمونو ارزیابی کنیم! آخه این استادا چقد احمقن؟ هان؟ چقد آخه؟؟ وااای خدا چقد کار ریخته رو سرم! اونوخ نشستم دارم آپدیت میکنم!!! :دی اینا رو نبشتم که اگه یه مدت زیگزاگ رو ندیدین بدونین در راهه پیشرفته علمه کشورش شهید شده!! :(&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× از این به بعد تصمیم گرفتم کامنتارو تو کامنتینگه خودم جواب بدم! که فقط بیام پستاتونو بخونم! آخه حافظه ی من دُرس حسابی نیس! تا میام بلاگتون جواب بدم٬ وختی پسته جدیدتونو میخونم یادم میره سوالتونو جواب بدم!! :دی اینم از تصمیمه کبری! ما رفتیم دیگه! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 May 2008 09:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 42</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;× من الان غُرغره خونم اومده پائین خُ! دلم غُر داره الان! باز زیپ اومد ُ سه سوت گذَش بعدشم رف٬ بعد الان جاش خالیه خُ! شه کا کنم من&lt;IMG height=48 src=&quot;http://pic4ever.com/images/bc2.gif&quot; width=48 border=0&gt;؟ با هم رفتیم سینما٬ فیلمه &quot;تلافی&quot;! یَک فیلمه مزخرفی بود! پیشناهاد میکنم هیشکی نره! اَه اَه٬ حمید گودرزی خشالت نیکشه با اون موهاش! تازشم موضوش خیلی تکراری بود خیلیَم مزخرف بود! اصلنشم اَه اَه! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× اینقد داد ُ بیداد کردم و غر زدم و نق نق کردم که زیپ مجبور شد زنگ بزنه هاست ِمون&lt;IMG height=48 src=&quot;http://pic4ever.com/images/bb5.gif&quot; width=48 border=0&gt;! آخه الان نزدیکه سه هفتَس سایتمون خرابه٬ اونام هی میگن دُرس میشه دُرس میشه! ینی چی؟ خُ ما پول دادیم٬ هویجوری پولمون داره هدر میره! این آقای زیپم که ماشالا عینه خیالش نیس! نه که پولش از پارو بالا میره٬ باسه همون! این وسط فقط من باس حرص بخورم هی&lt;IMG height=48 src=&quot;http://pic4ever.com/images/bl6.gif&quot; width=48 border=0&gt;! خلاصه بهمون گف که تا هفته ی دیگه دُرس میشه اونجا! من که چـِشَم آب نیخوره! ولی زیپ میگه دُرس میشه!! دلم باسه خونه خودمون تنگ شده خُ! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× تنها خبری که دیروز ُ امرو یه کم سره حالم آورد خبری بود که هستی بـــِم داد! هستی َم داره میره قاطی مُرغا! هستی جووونم خیلی خوچحالم کردی! مرسی بابته خبره خوچگلت عروس خانوم&lt;IMG height=48 src=&quot;http://pic4ever.com/images/bf9.gif&quot; width=48 border=0&gt;! ایشالا خوشبخت بشی با آقای مهلبون! قول میدم اگه دعبَتم کنی بیام اونجا باست اینجوری برقصم: &lt;IMG height=31 src=&quot;http://pic4ever.com/images/2uge4p4.gif&quot; width=63 border=0&gt;! دقیقن همونجوری که دوس میداری! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;× منم دلم خواس برم قاطی مُرغا الان! آقای زیپ&lt;IMG height=41 src=&quot;http://pic4ever.com/images/be8.gif&quot; width=45 border=0&gt;؟؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 May 2008 16:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>.Page 41</title>
<link>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;× &lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;شما هم اكنون يك عدد زيگزاگ با اهصابه بسيار خشنگ مشاهده ميكنيد! بعدَظُر از خواب پاشدم، اس ام اس دادم به زيپ كه: &quot;زيپ، كلاست تموم شد به من زنگ بزن، كاره واجب دارم بات!&quot; اونم جواب داد: &quot;باشه باشه!&quot; ساعت 5 بود، ميدونستم ساعت 5:30 كلاسش تموم ميشه، يه كم دندون رو جيگر گذاشتم يه كم هندونه خوردم (!) يه كم دوره خودم چرخ زدم، ديدم نخيـــــــر، خبري نيس كه نيس! ساعت 6:30 بود كه زنگ زدم بـــِش! ديدم جواب نميده، هي گرفتم، هي گرفتم! ديدم نه انگار واقن نيخواد جواب بده! اس ام اس دادم كه: كجايي؟ مگه كلاست 5:30 تموم نميشه؟!! (متوجهيد كه چقد خودمو كنترل كردم؟!) بازم جواب نداد! منم رفتم حموم، تو حموم بودم كه كپل اومد در زد كه: زيگزاگ، زيپ زنگ زد گف بــِت بگم بــِش زنگ بزني! منم اصلن عجله نكردم! سره فرصت و در كماله آرامش حموم كردم و اومدم بيرون! نيگا كردم ديدم 3 بار زنگ زده به گوشيم، بعد اس ام اس داده كه: گوشيو بردار! انگار من مرض دارم كه برندارم گوشيمو از قصد، تازشم اگرَم از قصد نميخواستم جواب بدم منتظر بودم كه اين بگه بردار گوشيو منم بگم: چَش! زنگ زدم بـــِش! پررو پررو ميگه: كجا بودي؟    - تو كجا بودي؟ مگه من نگفتم بت كه باهات كاره واجب دارم؟    + دانشگا بودم، بچه آ داشتن فوتبال ميديدن، بعد منم رفتم تماشا كنم، بعد صدا تلويزيون بُلَن بود نشنيدم! حاله اونموقه ي من بسي ديدني بود! خيلي خوچحال شدم از اينكه حرفه من پشيزي واسش ارزش نداره و برا خودش رفته فوتبال نيگا كرده!!! بـــِش گفتم: فقط خواستم بگم مامان اينا رفتن چالوس!     - يني بيام؟    + نميدونم! ميله خودته! دوس داشتي بيا نداشتيَم نيا!!    - آها! يني برا تو مهم نيس ديگه؟!    + اگه مهم نبود كه 15 بار زنگ نميزدم كه بـــِت خبر بدم! اصن چه لزومي داش بـــِت بگم؟!    - آخه ريش دارم!    + آها! پس ديگه همو نبينيم ديگه، چون تو ريش داري!!     - خيله خب!     + يني چي؟    - يني ميام ديگه!     + باشه پَ خدافس! گوشي رو گذاشتم، نشستم پاي تحقيقام! حدوده يه ساعت بعد من هنو اعصابم خشنگ بود كه اس ام اس داد: به محمد گفتم بياد كه كافي نتُ نيگَر داره، اما نيومده هنو، خيلي دير شد! اينقد اعصابم خورد بود كه با خودم گفتم &quot;ولش كن! جوابشو ندم بــِيتره! يه چي ميگم الان، انوخ ناراحن ميشه از دستم!&quot; انگار نه انگار كه اس ام اسي اومده، به كاره خودم ادامه دادم كه باز اس ام اس داد: شه كار كنم؟ فردا صُب ميام! باشه عچقم؟ در حاليكه خيلي خودمو سعي داشتم كنترل كنم فقط نبشتم: باشه اما دليور نميشد! تصميم گرفتم زنگ بزنم كافي نت، بــِش بگم كه يه وخ فك نكنه جوابشو ندادم كه دوباره اس ام اس داد: قهري؟ قهر نكن ديگه! اگه همون موقه كه سره كلاس بودم تو اس ام اسِت گفته بودي الان تو را بودم! شايدم رسيده بودم! ديگه كفرم در اومد! آقا ميخواسسه فوتبالشو تماشا كنه، اونوخ همه كاسه كوزه ها داش سره من ميشكـَس! گوشيو برداشتمو تُن تُن شماره كافي نت رو گرفتم كه ديدم يه غريبه گوشيو برداش! گفتم: سلام ببخشيد، زيپ اونجاس؟    - زيگزاگ خانوم شمايي؟ (فهميدم محمده!) نه! به من گف داره مياد تهران! من يه ساعته اومدم اينجا!    + وا! آخه به من گف نمياد كه! گف شما نيومدي اونجا، باسه همين دير شده نمياد! بازيش گرفته احتمالن!      - خواسسه شوخي كنه لابد! خدافسي كردمو گوشيو گذاشتم! خون داش خونمو ميخوردا! يني تا اين حد! خيلي اهصابه دُرُس حسابي داشتم زيپم بازيش گرفته بود باسه من! زنگ زدم بـــِش ميگم: كه چي مثلن؟!     - چي؟!     + آها! يني شما از هيچي خبر نداري!     - نه! از چي؟     + از اينكه محمد يه ساعته اومده كافي نت و شما تو راهه تهراني اونوخ به من ميگي نميام!!     - از كجا فهميدي؟     + لوس! زنگ زدم كافي نت! مثلن خواسسي سوپروايزر شم من؟!&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;× آقا پامو گذاشتم رو گاز! يه گيري دادم به اين كليدره محمود دولت آبادي كه نگو! آخه خيلي عقبم! از بهمنه پارسال دارم ميخونمش، تازه جلده شيشُمِشَم! قشنگه آآ ولي خُ خسته كننده هم هَس! مخصوصن برا من با اين طبعه خرداديم! اما فعلن رفتم تو نخش كه تمومش كنم! اينجوري بخوام پيش برم در آينده هيش كتابداره موفقي نــِيشم!! &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;× اينم عسكه توله هاي عسلي خانوم!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt; &lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;[&lt;A href=&quot;http://i30.tinypic.com/dyn3ue.jpg&quot; target=_blank&gt;‍Click&lt;/A&gt;] &lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt;[&lt;A href=&quot;http://i26.tinypic.com/309tqo9.jpg&quot; target=_blank&gt;Click&lt;/A&gt;] &lt;SPAN lang=fa&gt;،[‍&lt;A href=&quot;http://i27.tinypic.com/or5r89.jpg&quot; target=_blank&gt;Click&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;] &lt;SPAN lang=fa&gt;بازم &lt;/SPAN&gt;[&lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/34j8ydu.jpg&quot; target=_blank&gt;Click&lt;/A&gt;].&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 May 2008 18:36:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zip-zigzag&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>zip-zigzag</dc:creator>
<guid>http://zip-zigzag.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
